حقوق مسلم افراد در نهج البلاغه

حقوق بشر، یک سلسله حقوق طبیعی و فطری است که هر انسانی در هر نقطه ای از جهان آن را جزء حقوق مسلّم خود می داند و هیچ کس حق ندارد این حقوق را از دیگری سلب کند.

 

در این جا به بیان این حقوق و بررسی تطبیقی آن با سخنان گهربار امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام می پردازیم.

 

1- حق آزادی

 

آزادی یعنی: نبودن مانع بر سر راه اندیشه ی درست و اعمال شایسته. اگر این تعریف را برای آزادی بپذیریم، طبیعی ترین حق هر انسانی است که بتواند بدون هیچ مانعی تفکر کند، و اعمال نیکو انجام دهد. در حالی که در طول تاریخ می بینیم که همواره این حق طبیعی انسان ها توسط زورگویان مورد تجاوز قرار گرفته  و پایمال شده است.

 

یکی از انواع این آزادی ها، آزادی شخصی است، یعنی اینکه هر انسانی مالک اراده و اختیار و سرنوشت خویشتن باشد و هیچ کس حق نداشته باشد جان و مال و اراده او را تسخیر کند و از او بگیرد.

 

امام علی علیه السلام در بیان این حق می فرماید:

 

«و لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ و قد جَعَلَکَ اللهُ حُرَّاً»1

 

«خود را برده دیگران مساز در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.»

 

و همچنین در جای دیگری فرموده است:

 

«الناسُ کُلُّهُم اَحرارٍ اِلاّ من اَقَرَّ علی نفسِهِ باالعبودیةٍ»2

 

«تمام مردم آزاد آفریده شده اند، مگر کسانی که از روز اختیار، بردگی را برای خود پذیرفته اند.»

 

با نگاهی به این دو عبارت کوتاه می بینیم که امیرالمؤمنین علیه السلام در عین آنکه به آزادی شخصی تمام افراد بشر تصریح می کند، این نکته را نیز یادآوری می کن که بردگی فردی و اجتماعی افراد و ذلّت و ظلم پذیری آنها مربوط به خودشان است و در واقع هر کسی خودش می خواهد که اینگونه باشد یا نباشد.

 

اگر انسانها از خود شجاعت و لیاقت نشان بدهند و به خوبی از حقوق خودشان دفاع کنند، هیچ گاه دیگران نمی توانند آنها را به بردگی بکشانند و جان و مال و وطن آنها را تصرف کنند.

 

یکی دیگر از انواع آزادی، آزادی اندیشه است. اگر مردم را در جهل و نادانی نگهدارند و از بیان عقاید آنها جلوگیری کنند و تغذیه فکری محدودی به آنها بدهند و بگویند آنگونه که ما می خواهیم فکر کنید، در واقع آزادی اندیشه ی آنها را محدود کرده اند در حالیکه هر انسانی حق دارد به علم و آگاهی دست یابد و هر گونه که مایل است تفکر کند و آزادند عقاید خویش را برگزیند و راه صحیح را از نادرست تشخیص دهد.

 

امام علیه السلام برای بیان اهمیت این نوع آزادی، مردم را دعوت به تفکر آزاد می کند و می فرماید: «فَإنَّما البصیرُ مَن سَمِع فَتَفَکَّرَ»3 بدرستی که انسان با بصیرت کسی است که می شنود و سپس در شنیده ها تفکر می کند. امام علیه السلام معتقد است تا آراء و عقاید گوناگون در برابر انسان قرار نگیرد و او به طور آزادانه آنها را بررسی نکند، نخواهد توانست نظرات درست را از نادرست تشخیص دهد و یک روشنگر واقعی باشد.

 

امام علی علیه السلام هیچ گاه جهل و نادانی ملت را پسندیده نمی داند بلکه از وظایف خود می داند که به مردم تعلیم دهد (و تَعلیمُکُم کیا تَجهَلُوا)4 و از افکار پوچ و بی اساس جلوگیری کند.

 

یکی دیگر از انواع آزادی هایی که در نهج البلاغه به آن اشاره شده است، آزادی سیاسی است.

 

امام علی علیه السلام در بیان این حق می فرماید: «و لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ و قد جَعَلَکَ اللهُ حُرَّاً ؛ خود را برده دیگران مساز در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.» و همچنین در جای دیگری فرموده است: «الناسُ کُلُّهُم اَحرارٍ اِلاّ من اَقَرَّ علی نفسِهِ باالعبودیةٍ ؛ تمام مردم آزاد آفریده شده اند، مگر کسانی که از روز اختیار، بردگی را برای خود پذیرفته اند»

 

آزادی سیاسی بر دو پایه استوار است:

 

1- هر فردی از افراد ملت حق دارد در هر منصبی را که به خوبی شایستگی آن را دارد مشغول شود و در برنامه ریزی تشکیلات سیاسی و اجتماعی مملکت خود سهیم باشد.

نهج البلاغه

 

2- هر فردی از افراد ملت حق دارد نظرات اصلاحی و انتقادی خود را به طور آزاد و بدون هیچ گونه بیم و هراسی ابراز نماید. این حق شامل آزادی بیان، قلم  تشکیل احزاب و اجتماعات و انجمن ها خواهد بود.

 

فرمان تاریخی که امام علیه السلام خطاب به مالک اشتر صادر فرموده در این باره تأکید می کند و می فرماید: «در امور مربوط به کارمندان و حکام خویش بیندیش تا ایشان را پس از آزمایش و توجه به سوابقشان انتخاب کنی نه به علت تمایل شخصی و آیین استبدادی و خودسری، زیرا این دو صفت معجونی از اقسام جور و خیانت است. توجه داشته باشی که مردم کار آزموده و با حیا از خاندان های صالح و نیکونام و دارای حسن سابقه در اسلام را به حکومت برگزینی زیرا ایشان خوشخوی تر  با آبروترند و تسلیم آنها در مقابل طغیان طعمکاران کمتر و رأی آنها نسبت به عواقب امور عمیق است.»5

 

همانطور که از این فراز به دست می آید امیرالمؤمنین علیه السلام تأکید دارد که انسان های شایسته تصدی مسئولیت های حکومتی را داشته باشند که اسیر هوی و هوس و برده طعمکاران و دشمنان و زیان خواهان نباشند.

 

از دیگر آزادی های مطرح در نهج البلاغه می توان به آزادی بیان و قلم6، آزادی در داشتن مال7 و... اشاره کرد.

 

و اما یکی دیگر از حقوقی که همه ی انسان ها به طور طبیعی از آن برخوردارند، حق برابری است، یعنی رنگ و نژاد و قبیله و ثروت و مقام و.. هیچ تأثیری در انسانیت و حقوق انسانی افراد نخواهد داشت. امام علیه السلام هیچگاه اجازه نمی داد کسی به خاطر این گونه مسائل از حقوق انسانی و الهی خود محروم گردد، و آشکارا اعلام می کند که : «بدانید که مردم در نزد ما یکسان و برابر هستند.»8

 

امیرالمؤمنین علیه السلام، همچنین به حق حیات و امنیت شخصی9، حق آموزش و پرورش10 حق بهره مندی از یک زندگی انسانی11 و... اشاره می فرماید و توجه همگان را به این حقوق طبیعی جلب می نماید.

 

آری آنجا که امام معصوم تا به این حدّ روی حقوق انسانی تاکید می نماید، معلوم است که بدن رعایت این امور، عدالت برقرار نخواهد شد و مدعیان دفاع از حقوق بشر تا زمانی که بدیهی ترین حقوق انسانی را زیر پا می گذارند، جز ظلم و ستم چیزی به ملت ها نخواهند داد.

 

 آمنه کریمی

 

بخش نهج البلاغه تبیان

 

منابع:

 

1- نهج البلاغه

 

2- حقوق از دیدگاه نهج البلاغه، حجة الاسلام زین العابدین قربانی.

 

پاورقی ها:

 

1- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، نامه 31.

 

2- وسایل الشیعه، ج 3، ص 243.

 

3- نهج البلاغه، خطبه 152.

 

4- نهج البلاغه، خطبه 34.

 

5- نهج البلاغه، نامه 53.

 

6- نهج البلاغه، حکمت 336، و اَفضَلُ مِن ذلک کُلِّهِ کلمةُعدلٍ عندَ امامٍ جائرٍ.

 

7- نهج البلاغه، نامه 51، و لا تَمَسُّنَّ مالَ اَحدٍ من الناس.

 

8- الامام علی صوت العدالة الانسانیه، جرج جرداق، ج 2، ص 464.

 

9- نهج البلاغه، نامه 53، (ثم تفقَّد مِن امورهم ما تَنَفَقَّدُ الوالدان من ولدهما.)

 

10- نهج البلاغه، خطبه 34، (و تعلیمکُم کیلا تَجهلُوا و تَأدیبکُم کَیما تُعَلِّمُوا)

 

11- الامام علی صوت العدالة الانسانیه، ج1، ص 213، (هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آنکه ثروتمندی از حق او سوء استفاده کرد.)

/ 2 نظر / 184 بازدید
محمدعلی

سلام رفیق شفیق وبلگ بدی نداری عکس باحالی هم گذاشتی به من هم سر بزن[دلقک]

نوروزی

سلام استاد بسیار مفید و آموزنده مثل همیشه.